با ۱۵ عبارت پیشرفته انگلیسی برای بیان احساسات آشنا شوید!

Phrases (عبارات) یک یا چند کلمه هستند که یک واحد دستوری معنی دار را در یک clause ( جمله واژه) تشکیل می دهند. عبارت ها، به ۸ دسته :عبارت اسمی (Noun phrase)، عبارت فعلی (Verb Phrase) ، عبارت قیدی (Adverbial Phrase)، عبارت جراند(Gerund Phrase) ، عبارت مصدری (Infinitive Phrase) ، عبارت وصفی (Participle Phrase)، عبارت با حرف اضافه ( Prepositional Phrase) و عبارت مطلق (Absolute Phrase) تقسیم می شوند. در این مقاله می خواهیم شما را با ۱۵ عبارت مهم و پیشرفته برای توصیف احساسات تان آشنا کنیم. شما عزیزان با استفاده از این عبارات می توانید، مکالمه زبان انگلیسی خود را بسیار جذاب کنید. با مجله دیاکو همراه باشید.
با ۱۵ عبارت پیشرفته انگلیسی برای بیان احساسات آشنا شوید!

 

عبارات مربوط به بیان احساس خوشحالی (Happiness) 


1)  Flying high : very happy 

از این عبارت وقتی که خیلی خوشحال هستید می توان استفاده کرد.
به مثال های زیر دقت کنید:


She’s flying high after the successful product launch.
When the winter Olympics came to Canada, the whole country was flying high.

 

hrQC-6-1578827020.jpg

 

2)  Pumped up: very excited about something.


وقتی شما از موضوعی بسیار هیجان زده و خوشحال می شوید از این عبارت می توان استفاده کرد.
به مثال های زیر دقت کنید:


He’s pumped up for his first half-marathon race this weekend.
The crowd was pumped up by the band's rocking performance.

 

3) Fool’s paradise: a situation when someone is happy because they’re ignoring a problem or fail to realize its existence.


هنگامی استفاده می شود که کسی از وضعیت یا موقعیتی  به این علت خوشحال است که مشکلی را نادیده گرفته  یا وجود آن را درک نکرده است. 

به مثال های زیر دقت کنید:


He’s been living in fool’s paradise since he started trading stocks, expecting to make millions even though he doesn’t have investing experience.
The money was never going to be deposited by him. He kept promising her and let her stay in that fool’s paradise for way too long. 

 

mTUaup-1578827060.jpg

 

عبارات مربوط به بیان احساس ناراحتی و غم  (Sadness)


4) Be down in the dumps: to feel unhappy or without hope.


از این عبارت هنگامی استفاده می شود که بسیار ناراحت هستید و امیدی به بهبود وضعیت مورد نظر ندارید.
به مثال های زیر دقت کنید:


I always feel down in the dumps when I go back to work after a long weekend.
She's a bit down in the dumps because she's got to take her exams again.

 

jrBsrb-1578827096.jpg

 

5) Be at the end of your rope (American); Be at the end of your tether (British) : to feel very upset because you’re no longer able to deal with a difficult situation.


زمانی که خیلی ناراحت هستید و دیگر نمی توانید با یک وضعیت دشوار روبرو شوید، از این عبارت می توان استفاده کرد.
به مثال های زیر دقت کنید:


Helen is at the end of her rope after looking for a job for months without any luck.
I was at the end of my rope when asked to comment on a book I didn't read.

 

6) Grief-stricken : extremely sad


 زمانی که بسیار غمگین باشید از این عبارت می توان استفاده کرد.

به مثال های زیر دقت کنید:


After his partner died in a car accident, he was left grief-stricken.
The Queen was grief-stricken over his death.

 

Ja3MNE-1578827134.jpg
 

عبارات مربوط به بیان احساس عصبانیت (Anger)


7) Bite someone’s head off: to respond with anger to someone.

هنگامی که با عصبانیت جواب کسی را می دهیم از این عبارت می توان استفاده کرد.
به مثال های زیر دقت کنید:

I just asked one question to confirm his request, and my boss bit my head off.
Whenever possible, suggest she talks about it but be aware she may bite your head off.

 

J0FU_l-1578827167.jpg

 

8) Black mood: to be irritable, angry or depressed.


زمانی که تند مزاج، بد اخلاق و عصبانی هستیم از این عبارت می توان استفاده کرد.
به مثال های زیر دقت کنید:


She’s scared to ask for a day off as her boss is in a black mood today.
She will always do something that lifts my darker moods.


9) Drive up the wall: to annoy or irritate someone.


هنگامی که انجام دادن کاری موجب عصبانیت و اذیت و آزار کسی می شود از این عبارت می توان استفاده کرد.
به مثال های زیر دقت کنید:

His constant whining drove me up the wall, so I left.
I sang in the bath and drove my parents up the wall.
The heat is driving me up the wall.

 

YqrDNu-1578827196.jpg
 

عبارات مربوط به بیان احساس ترس (Fear)

10) Have/get/feel butterflies in your stomach: to feel very nervous or excited about something that you have to do, especially something important

این عبارت معادل اصطلاح فارسی : دلم مثله سیر و سکه میجوشه یا تو دلم دارن رخت می شورن، می باشد و هنگامی استفاده می شود که در مورد اتفاقی مهم، بسیار عصبی و یا هیجان زده هستید.
به مثال های زیر دقت کنید:


I’m going to have the first meeting with a big client tomorrow, and I’m feeling butterflies in my stomach.
She always has butterflies in her stomach before a test.

PHBQ3U-1578827791.jpg


 

 

11) Afraid of your own shadow: very easily frightened


این عبارت معادل اصطلاح فارسی :از سایه خودشم میترسه هست و در مواقعی استفاده می شود که فردی بسیار می ترسد.
به مثال های زیر دقت کنید:


After reading “Dracula,” she became afraid of her own shadow.
“I don’t know how Maurice can be a security guard. The guy’s afraid of his own shadow!”
“Vick was always so carefree but since he was mugged he’s been afraid of his own shadow.”


 

12) Petrified of: extremely frightened, especially so that you cannot move or decide what to do


این عبارت هنگامی استفاده می شود که بسیار وحشت زده می شوید به طوریکه نمی توانید حرکت  کنید و یا اینکه تصمیم بگیرید که چه کاری انجام دهید.
به مثال های زیر دقت کنید:


In the “Harry Potter” series, Ron Weasley is petrified of spiders.
I used to be petrified of these dragons, even though I knew they probably didn't exist.

 

toDCJ2-1578827255.jpg


عبارات مربوط به بیان احساس سردرگمی و گبجی: (Confusion)


13) Feel out of it: to not feel in a state of one’s normal mind


این عبارت هنگامی استفاده می شود که شما بسیار احساس گیجی و سردرگمی می کنید.
به مثال زیر دقت کنید:


He just woke up from a night of heavy drinking and felt so out of it.

 

X_Dthc-1578827286.jpg


 

14) Puzzle over: to think carefully about someone or something for a long time and try to understand them.

این عبارت هنگامی استفاده می شود که شما برای مدت طولانی و با دقت در مورد کسی یا چیزی فکر می کنید و سعی می کنید آنها را بفهمید.
به مثال های زیر دقت کنید:


I puzzled over the assignment for a few days before I decided to ask my professor for clarification.
I’ve puzzled over this question for a while, and I’m still not sure what the right answer is.

 

15) Ambivalent about: feeling two different things about someone or something at the same time, for example, that you like them and dislike them.


این عبارت هنگامی استفاده می شود که شما  در مورد شخص یا چیزی دو چیز متفاوت احساس می کنید ، مثلاً هم آنها را دوست دارید و هم از آنها بیزار باشید.
به مثال های زیر دقت کنید:


He’s ambivalent about quitting his job to start his own business; he wants his freedom, but there are risks.
Americans are deeply ambivalent about the country's foreign role.

WPLAGj-1578827316.jpg

 

برای بهبود مهارت مکالمه هنگام بیان کردن احساسات خود کافیست با همین 15 عبارت شروع کنید و آن ها را با خانواده ، دوستان ، همکاران و... تمرین کنید. استفاده صحیح و به موقع از عبارات پیشرفته باعث می شود سطح زبان شما ارتقا پیدا کند و به راحتی مانند یک بومی زبان صحبت کنید.

برای نوشتن نظرتان ابتدا وارد شوید

در همین زمینه بخوانید!