۲۰ کالوکیشن ضروری برای افزایش نمره رایتینگ آزمون آیلتس

همانطور که در مقاله همه چیز در مورد کالوکیشن‌ها (collocations) اشاره کردیم، کالوکیشن ها لزوماً واژگان پیچیده‌ای نیستند. هر دو یا سه واژه ای که درکنار هم معنای به‌خصوص و منحصر به فردی دارند کالوکیشن به‌شمار می‌آیند. از دلایل مهم برای یادگیری کالوکیشن ها این است که با استفاده کردن از آنها، زبان به زبان گویشوران بومی نزدیک تر و درک آن راحتتر میشود و شما برای بیان آنچه که میخواهید بگویید، گزینه های متنوع‌تر و پربارتری خواهید داشت. در این مقاله می خواهیم شما را با ۲۰ کالوکیشن بسیار مهم که قطعا تاثیر مثبتی در بالا بردن نمره رایتینگ شما در آزمون آیلتس دارند بیشتر آشنا کنیم. بی شک با تمرین کردن و یادگیری آنها می توانید نمره این مهارت در آزمون آیلتس را به طرز چشم گیری افزایش دهید. پس اگر خود را برای آزمون آیلتس آماده می کنید به شما پیشنهاد می کنیم تا پایان این مقاله همراه مجله یاکو باشید.
۲۰  کالوکیشن ضروری برای افزایش نمره رایتینگ آزمون آیلتس

 

1-To play/have a(n) important/key/vital/crucial role in (doing) sth: to play an important part in sth


از این کالوکیشن هنگامی که می خواهیم بگوییم موضوعی نقش مهم و تاثیر گزاری بر روی موضوع دیگری دارد و نمی توان تاثیر آن را نادیده گرفت استفاده می شود. به مثال های زیر دقت کنید:


1. University education plays a crucial role in improving the quality of human workforce.
2. She played a key role in campaigning for equal opportunities in the workplace.

 

CUzjjt-1580370848.jpg

 

2-To make significant/substantial/valuable/ great/outstanding contribution to sth


واژه contribution در کل به معنی کمک برای پیشرفت یک چیز است. از این کالوکیشن هنگامی استفاده می شود که می خواهیم بگوییم که موضوعی کمک بزرگی مهم و قابل توجهی به چیز دیگری کرده است. به مثال زیر دقت کنید:

The medical advances have made outstanding contributions to the public’s health care.

 

3-To be key factors influencing something


از این کالوکیشن هنگامی استفاده می کنیم که می خواهیم بگوییم موضوعی عامل و علت اساسی به وجود آمدن موضوع دیگری است. به مثال زیر دقت کنید:

The number of the vehicles used is the key factors influencing pollution.

 

52-MDs-1580370885.jpg

 

4- To reap the benefits (of sth) : gain benefit from something / make the most of something


این کالوکیشن هنگامی استفاده می شود که می خواهیم بگوییم از مزیت های چیزی استفاده حداکثری می شود. به مثال های زیر دقت کنید:


1. The customers reap the benefits of globalization.
2. The town was still reaping the benefits years after the film’s release.

 

 

5- To be a contributing factor: to be one of the main causes of sth


این کالوکیشن هنگامی استفاده می شود که می خواهیم بگوییم موضوعی یکی از علل اصلی موضوع دیگری است. به مثال های زیر دقت کنید:

 

1.The vaccination program has been a contributing factor in the improvement of health standards.
2. According to the police report of the accident, excessive speed was a contributing factor.

 

6- To contribute to sth: to help or to cause an event or situation


از این کالوکیشن هنگامی استفاده می کنیم که می خواهیم بگوییم موضوعی به موضوع دیگری کمک کرده است یا موضوع منجر به رخ دادن موضوع/ اتفاقی شده است. به مثال زیر دقت کنید:

Alcohol contributes to 100,000 deaths a year in the US.

 

du-Ofl-1580370918.jpg

 

7- To gain/derive benefit (from sth)


این کالوکیشن به معنی از مزیت/ مزایای چیزی استفاده کردن است. به مثال های زیر دقت کنید:


1. Many students derived enormous benefit from the course.
2. Patients often gain benefit from using topical painkillers such as Deep Heat, or anti-inflammatory gels.

 

8- To have a right to do sth = to be entitled to do sth


این کالوکیشن به معنی حق چیزی را داشتن است. به مثال های زیر دقت کنید:


1. Everyone should have the right to freedom of expression.
2. As her father, I have a right to spend time with my daughter.

 

4bjm5h-1580371017.jpg

 

9- To benefit greatly/enormously/considerably … from sth: To gain from a particular experience, change, or occurrence.


این کالوکیشن به معنی (بسیار زیاد، قابل توجه و...)  از مزیت/ مزایای چیزی استفاده کردن است. به مثال های زیر دقت کنید:

1. Many thousands have benefited considerably from the new treatment.
2. We will all benefit from moving to a warmer, sunnier climate.

 

10- To have/enjoy/achieve a huge/great success in doing sth


این کالوکیشن به معنی موفقیت بزرگ یا مهمی را تجربه کردن است. به مثال های زیر دقت کنید:


1. We want all our students to achieve a huge success in the exam.
2. The product was a huge success in the Asian market.

 

11- To launch a full-scale investigation into sth


این کالوکیشن به معنی یک بررسی / تحقیق را به شکلی کامل اجرا کردن می باشد. به مثال زیر دقت کنید:


 
The authorities are planning to launch a full-scale investigation into the crash.

 

iqcCdS-1580371122.jpg


12- To meet the need of/demand


این کالوکیشن به معنی نیاز یا تقاضا کسی/ فردی را برآورده کردن می باشد. به مثال زیر دقت کنید:


The charity exists to meet the needs of elderly people.

 

13- To fulfil a role/duty/function/ an aim/a goal/an objective/dream/ambition/hope


این کالوکیشن به معنی نقش / وظیفه / عملکرد / هدف/ امید و آرزویی را کامل / برآورده / عملی کردن می باشد. به مثال زیر دقت کنید:


Visiting Disneyland has fulfilled a boyhood dream.


14- To fulfil a requirement/condition/obligation


این کالوکیشن به معنی تقاضا / وضعیت / وظیفه ای را برآورده/ عملی کردن است. به مثال زیر دقت کنید:


Britain was accused of failing to fulfill its obligation under the EU Treaty.

 

eCKluh-1580371401.jpg


 

15- To fulfil a promise/pledge = to keep a promise


این کالوکیشن به معنی قولی را عملی / اجرایی کردن می باشد. به مثال زیر دقت کنید:


I’d like to see him fulfill his promise to reorganize the army.


16- To satisfy sb’s needs/demands/desires/requirements


این کالوکیشن به معنی نیاز / تقاضا/ خواسته ای را برآورده کردن است. به مثال زیر دقت کنید:


The program is designed to satisfy the needs of adult learners.

 

17- To have/gain knowledge/understanding about sth


این کالوکیشن به معنی دانش / درک موضوعی را بدست آوردن است. به مثال زیر دقت کنید:


The need to gain knowledge about birth control.

 

VB-KdA-1580371889.jpg

 

18- To have/make common cause (with/against) 


این کالوکیشن به معنی دلیل مشترکی ایجاد کردن است. به مثال زیر دقت کنید:


Officials expect other Western governments to make common cause with them over the arrests.


19- To cause somebody to do something


این کالوکیشن به معنی مجبور به انجام کاری بودن است. به مثال زیر دقت کنید:


What caused you to change your mind?


20- To solve the problem


این کالوکیشن به معنی مشکلی را حل کردن است. به مثال زیر دقت کنید:

 

Whoever created this problem should solve it.
 

egJHVm-1580372253.jpg

برای نوشتن نظرتان ابتدا وارد شوید

در همین زمینه بخوانید!