۴۰ پیشوند (Prefix) رایج در زبان انگلیسی: هوشمندانه‌ترین راه برای یادگیری سریع لغات (بخش دوم)

همان طور که در بخش اول از این عنوان مقاله ذکر کردیم، شما می‌توانید با یادگیری پیشوندهای زبان انگلیسی به طیف وسیعی از لغات دست یابید و از این طریق دامنه لغات خود را افزایش دهید. در مقاله پیشین شما را با ۱۰ پیشوند رایج در زبان انگلیسی آشنا کردیم. حال در این مقاله، قصد داریم تا به معرفی و بررسی ادامه پیشوندها بپردازیم. پیشنهاد میکنیم تا پایان این مقاله، ما را همراهی کنید.
۴۰ پیشوند (Prefix) رایج در زبان انگلیسی: هوشمندانه‌ترین راه برای یادگیری سریع لغات (بخش دوم)

11.Fore- (before or front)


foresee / fôrˈsē / to see before it happens


پیش بینی، فهمیدن چیزی قبل از اینکه اتفاق بیفتد


forehead / ˈfôrəd,ˈfôrˌhed / the front of the head


پیشانی، جلوی سر


12.Hetero- (different)


heterosexual / ˌhetərōˈsekSHo͞oəl / attracted to a different sex


دگرجنسگرا، جذب شدن به جنس مخالف


heterogeneous / ˌhetərəˈjēnēəs / used to describe a group of many different things


ناهمگون، توصیف گروهی از چیزهای متفاوت


13.Hind- (after or back)


hindsight / ˈhīn(d)ˌsīt /to see or understand after something happened


واپس نگری ، درک چیزی بعد از اتفاق


hindquarters / ˈhīn(d)ˌkwôrtərz / back legs of an animal


پاهای عقب حیوان


14.Homo- (same)


homogeneous / ˌhōməˈjēnēəs / of the same kind


همگن، از یک نوع

 

SeoEUQ-1592824026.jpg


homonym / ˈhäməˌnim,ˈhōmə- / two words that are pronounced the same


دو کلمه‌ای که به طور یکسان تلفظ می‌شوند

15.Im- (opposite or not)


impossible / imˈpäsəbəl / not possible


غیرممکن


impractical / imˈpraktikəl / not practical


غیرعملی


16.In- (opposite or not)


incomplete / ˌiNG-,ˌinkəmˈplēt / not complete


ناقص


incompatible / ˌiNG-,ˌinkəmˈpatəbəl / not compatible


ناسازگار


17.Inter- (between)


international / ˌintərˈnaSHənl / between nations


بین المللی


interactive / ˌintərˈaktiv / action between people or objects


تعاملی ، رفتار یا کنش بین افراد یا اشیا


18.Mal- (bad or wrong)


malfunction / malˈfəNGkSHən / functions wrongly


اشکال در عملکرد ، عملکرد اشتباه


malicious / məˈliSHəs / bad or evil


بدخواه


19.Mid- (middle)


midpoint / ˈmidˌpoint / the middle point


نقطه میانی


midnight / ˈmidˌnīt / the middle of the night


نیمه شب

 

n0glZL-1592824082.jpg


20.Mis- (wrong)


misfit / ˈmisˌfit / a person whose attitude or personality is wrong for a group


غیر متجانس، شخصی که نگرش یا شخصیت او متناسب یک گروه نیست


mistake / məˈstāk / to do something wrong


اشتباه، انجام کاری اشتباه


21.Mono- (one)


monotheistic  /ˈmɑːnəʊθiɪzəm/  belief in one god


توحیدی، اعتقاد به یک خدا


monocle / ˈmänikəl / glasses for just one eye


عینک یک چشمی


22.Non- (without)


nonsense / ˈnänˌsens / without sense


بی معنی


nonfiction / nänˈfikSHən / without elements of fiction


غیرداستانی، بدون عناصر داستان


23.On- (near or connected)


online / ˈänlīn,ˈôn- / connected to the internet


متصل به اینترنت


onlooker / ˈänˌlo͝okər,ˈôn-/ someone watching from nearby


ناظر، کسی که از نزدیک چیزی را تماشا می‌کند


24.Pan- (all)


panorama / -ˈrämə,ˌpanəˈramə / a complete view of all the area


پانوراما ، نمای کاملی از تمام منطقه


pandemic / panˈdemik / a diseases that covers all of a country or the world


بیماری همه‌گیر ، بیماری که تمام کشور یا جهان را در بر می‌گیرد.

 

7VbjD6-1592824533.jpg


25.Ped- (foot)


pedal / ˈpedl,ˈpēdl/ a lever operated by your foot


پدال، اهرمی که به وسیله پای شما عمل می‌کند


pedestrian / pəˈdestrēən/ a person walking on foot


عابر پیاده ، شخصی که پیاده‌روی می‌کند


26.Post- (after)


postpartum / pōstˈpärtəm/ after birth


پس از زایمان - بعد از تولد


postscript  /ˈpəʊstskrɪpt/ an added note after a letter


یادداشت اضافه شده به نامه، ضمیمه


27.Pre- (before)


prefix / ˈprēˌfiks/ letters that come before a word to change its meaning


پیشوند، حروفی که پیش از یک کلمه و برای تغییر معنی آن می‌آیند


precaution / priˈkôSHən/ taking caution before something happens


احتیاط ، احتیاط پیش از وقوع اتفاق


preview / ˈprēˌvyo͞o/ a partial view before you see the rest of something


پیش نمایش، نمای جزئی قبل از دیدن بقیه چیزی


28.Pro- (forward or for)


proceed / prō-,prəˈsēd/ to move forward


ادامه، حرکت به جلو


pro-government / pro-gov·ern·ment / for the government


طرفدار دولت


29.Re- (again)


repeat / riˈpēt/ say it again


تکرار ، دوباره گفتن


revisit / rēˈvizit/ visit again


بازدید دوباره


reconstruct / ˌrēkənˈstrəkt/ build again


بازسازی


30.Semi- (half)


semicircle / ˈsemēˌsərkəl,ˈsemˌī-/ half a circle


نیم دایره


semi-formal / ˌsemēˈfôrməl,ˌsemˌī-/ halfway between casual and formal


نیمه رسمی


31.Sub- (below)


subzero / ˌsəbˈzi(ə)rō/ below zero


زیر صفر


submarine / ˈsəbməˌrēn,ˌsəbməˈrēn/ a vessel that travels below water


زیردریایی، کشتی که زیر آب سفر می‌کند

 

PjTtRU-1592824136.jpg


32.Sur- (over)


surpass / sərˈpas/ to go over what was expected


پیشی گرفتن، فراتر انتظار


surreal — bizarre, to be over what’s normal


فراواقعی، عجیب ، بیش از آنچه که طبیعی است


33.Trans- (across or changed)


transportation / ˌtranspərˈtāSHən/ to travel across a space


حمل و نقل، سفر در یک فضای مشخص


transform / transˈfôrm/ a change in appearance


دگرگون کردن، تغییر در ظاهر


34.Tri- (three)


tricycle / -ˌsikəl,ˈtrīsikəl/ a vehicle with three wheels


سه چرخه، وسیله نقلیه‌ای با سه چرخ


triangle / ˈtrīˌaNGgəl/ a shape with three sides


مثلث ، شکلی با سه ضلع


35.Twi- (two)


twins / twɪnz/ two people born at the same time


دوقلو، دو نفر که همان زمان متولد می‌شوند


twice / twīs/ happening two times


دو بار


36.Ultra- (beyond)


ultrasonic / ˌəltrəˈsänik/ a frequency beyond human hearing


فرا صوتی، فرکانسی فراتر از شنوایی انسان


ultraviolet / ˌəltrəˈvī(ə)lət/ beyond the spectrum of human vision


ماوراء بنفش، فراتر از طیف دید انسان


37.Un- (opposite or not)


undone / ˌənˈdən/ not done


انجام نشده


uncomfortable / -ˈkəmftərbəl,ˌənˈkəmfərtəbəl/ not comfortable


نا راحت، راحت نبودن


unbelievable / ˌənbəˈlēvəbəl/ not believable


باور نکردنی


38.Uni- (one)

unicorn / ˈyo͞onəˌkôrn/ a fictional horse with one horn


اسب شاخدار، اسب افسانه‌ای با یک شاخ


unicycle / ˈyo͞onəˌsīkəl/ a vehicle with only one wheel


تک چرخ، وسیله نقلیه‌ای تنها با یک چرخ


39.Under- (not enough)

 

understaffed / ˌʌndərˈstæft/ not enough staff


کمبود کارمند


underperform / ˌəndərpərˈfôrm/ to not perform well enough


عمکرد ضعیف، عملکرد خوبی نداشتن


40.Up- (higher or better)

 

uplift / ˈʌplɪft/ to lift something or someone higher


بالا بردن چیزی یا کسی


upstairs / ˌʌpˈsterz/ the higher level of a house


طبقه بالا، سطح بالاتر یک خانه


اکنون که این ۴۰ پیشوند را یاد گرفته‌اید، زمان آن رسیده که آنچه را یاد گرفته‌اید، تمرین کنید. سعی کنید از این پیشوندها در مکالمات خود استفاده کنید و  یا وقتی سایر انگلیسی‌زبان‌ها از آنها استفاده می‌کنند، خوب گوش دهید.
به یاد داشته باشید که تنها زمانی می‌توانید معنی صدها کلمه جدید را یاد بگیرید که بر پیشوندهای زبان انگلیسی را به خوبی مسلط شده‌باشید.

 

برای نوشتن نظرتان ابتدا وارد شوید

در همین زمینه بخوانید!